باز در کوچه کسی عاشق باران شده است
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 12:09
اين دروغ است ولي نام تو عنوان شده است ... پرده ي صاف اتاقت به كناري رفته ... و همين باعث يك شك دوچندان شده است ... فصل چشمان تو انقدر هوايش سرد است ... كه شبيه نفس باد زمستان شده است ... چه قَدَر فكر كنم سوء تفاهم باشد كه كسي پشت نفس هاي تو پنهان شده است ... بس كن اقا ، برو شال و كلاهت بردار ... مدت...
اینجا مال من است
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 12:09
اينجا مال من است ... اينجا ٰٰٰٰ" مال من " است ... اينجا " مال من " است ؛ مال خودم ؛ اجباري نيست بيايي و نماني . من ، به " تنهايي " عادت دارم اينجا من مينويسم خودم را لحظه هايم را عصبانيتم را دلتنگي هايم را غرغر هايم را گله هايي كه هيچ گاه به زبان آورده نميشنود و مدام نوشته ميشوند چيزهايي كه روزي ازا...
چه ره آورد سفر دارم ای مایه ی عمر ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال نگهی گمشده در پرده رویایی دور پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال چه ره آورد سفر دارم ؟! ای مایه عمر ...
Moon was alone ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
مرا از غارم بیرون مکش ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
مرا فراموش خواهی کرد ... از من جدا خواهی شد ... پس مرا از غارم بیرون نکش ... عادت هایم را از من مگیر ... خصوصا عادتی که به تنهایی دارم را ...
شهرزاد ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
دلتنگ ها بهتر ميدانند ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
دلتنگ ها بهتر ميدانند كه خواب يك نياز نيست تنها يك بهانه است ! تا آدمي به شب پناه ببرد
اگر راست ميگويي مرا بشناس ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
غرق دردم ولي ميخندم ... خنده اي كه تلخي اش را ... فقط خودم ميدانم و خداي خودم ... عمق درد من ديدني نيست ، تلاش بيهوده نكن براي دلداري دادنم اگر راست ميگويي مرا بشناس ... بهانه هايم را ... لج كر
باز در كوچه كسي عاشق باران شده است ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
باز در كوچه كسي عاشق باران شده است ... اين دروغ است ولي نام تو عنوان شده است ... پرده ي صاف اتاقت به كناري رفته ... و همين باعث يك شك دوچندان شده است ... فصل چشمان تو انقدر هوايش سرد است ... كه ش
اينجا مال من است ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 22:40
اينجا ٰٰٰٰ" مال من " است ... اينجا " مال من " است ؛ مال خودم ؛ اجباري نيست بيايي و نماني . من ، به " تنهايي " عادت دارم اينجا من مينويسم خودم را لحظه هايم را عصبانيتم را دلتنگي هايم را غرغر هايم را
هیچ قصه ی عاشقانه ای از نسل ما نخواهند شنید ...
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:45
و بعد از سالها نوادگانمان هیچ قصه ی عاشقانه ای از نسل ما نخواهند شنید از بس که هر که آمد ، " رفت " و هر که " رفت " برنگشت ...
این زندگیه من بعد از توست ...
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:45
هر شب فک میکنم دارمت ... کنار خودم ... برایت چایی میریزم و شروع میکنم از روز مرگی هایم سخن گفتن هر روز چشم باز میکنم چای یخ کرده ات را سر میکشم و با نداشتنت خیلی منطقی کنار می آیم این زندگیه من بعد از توست
آدما هم گاهی وفتا به چه چیزهایی فکر میکنه ...
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:45
آدم یه وقتایی به چه چیزهایی فکر میکنه ... مثلا دیشب داشتم فکر میکردم حالا که همه چی تموم شده ، حالا که مدت هاست همدیگه رو ندیدیم ، حتی با هم حرفم نزدیم ، حالا که با چشمای خودم رفتنت و دیدم ، که دلم شکست که خودم شکستم ... حالا که میدونم هیچوقت اون قدری که میگفتی دوسم نداشتی ... با همه ی اینا اگه برگر...
چه سوالی داری ؟ تو خدا را داری ...
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:45
گهگاهی که دلم میگیرد ، به خودم می گویم ؛ در دیاری که پر از دیوار است ، به کجا باید رفت ؟ به که باید پیوست ؟ به که باید دل بست ؟ حس تنهای درونم گوید ، بشکن دیواری ، که درونت داری ! چه سوالی داری ؟ تو " خدا " را داری ... و " خدا " اول و آخر باتوست ...
چوب خدا ...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 22:51
"چوب خدا "شاید همان بغضی باشد که دخترت سالها بعد میخورد ... و تو در عمق چشمانش خاطره تلخ رفتنت را می بینی ... تو را نمیدانم اما ... من به خدایی که آن بالاست عجیب معتقدم ...
تاریک باد ...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 22:51
دوست داشتم جایی باشه که بتونم دل نوشته ها و شرح حال هایی که خعلی شبیه هزار تا آدم توی دنیاست به اشتراک بزارم .والا همه میگن مغرورم و خودخواه ، ولی مهم نیست من میگم اخلاقم عشقیه ...
بــعـــضـیـــ از دخـــتـــرهـا ...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 22:51
بــعــضــیــ از دخـتـر هـــاقـــوانــیــنـــ خــاصـ خـــودشــانــ را دارنــد ... مـــثـلـــا ، تـــنـــهــا مــانـدنــ را بـهـــ ازدواجـ هـایــ بـــیـ ســـر و تـهــ تــرجـیـحـ مــیـــدهـــنـــد ... شــمـا امــا اسـمـــشـــ را گـــذاشــتــهــ ایــد تــرشـــیـــدنـ و مـــانـدنـ ؛ امــا شــمـــا هـمـ ق
گاهی ...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 22:51
گاهی برای او چیزهایی مینویسی بعد پاک میکنی ؛ پاک میکنی ... او هیچ یک از حرفای تو را نمیخواند ، اما تو تمام حرف هایت را گفته ای !
آسمان به زمین نمی آمد ...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 22:51
آسمان به زمین نمی آمد اگر زیر پایم را خالی نمیکردی ! اگر بالا و پایین دنیا را به من حالی نمیکردی !
میدانم که هیچکدامتان باور نمیکنید ...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 22:51
بـایــد کـــمـیــ قـویـ تـر بـــاشـمــ ... ایـنــ حـــجـمـــ از دلـتـــنـــگـــیـ دارد مــرااز پــا در مـــیـــ آورد ! بــایــد کـــمــ خــودمـ را گــولـــ بــزنــمـــ ! حــالـــشـــ خـــوبــ اســـتـ حـــالـــمـــ خـــوبــ اســـتــ مـــیـدانـمـ کـهـــ هـــیـچـکـــدامـــتـانــ بـــاور نــمـــیـــکـنـ...